کلبه تنهایی
آنقدر آرزوهایم را به گور بردم که دیگر جایی برای جسدم نیست.
|
|
|
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط Mojdeh
|
به نام آنکه آذرخش نگاهش سکوت مرگبار کلامم را شکست
بدنبال کسی هستم که با درد اشنا باشد دلش غمگین خودش ساده کمی از جنس ما باشد چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت به فکر امدن نیست بگذاشتی ام غم تو نگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفادارتر است عاشق ومعشوق اگرمانند دو خط موازی حرکت کنندهرگزبه هم نمی رسند یکی باید کمی مایل به چپ ویا راست باشد ای که گفتی عشق را هجران به درمان کرده اند کاش میگفتی هجران را چه درمان کرده اند چقدر دوست داشتم یک نفراز من می پرسید چرا نگاهت اینقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است؟ اما افسوس هیچ کس نبود من بودم و من وتنهایی پرازخاطره! آری با تو هستم با تویی که ازکنارم گذشتی حتی یکبار هم نپرسیدی چرا چشمهایت همیشه بارانی است؟ کاش می دیدم چیست؟ آنچه از چشم تو تا عمق وچودم جاریست آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می تابانی بال مژگانت را می خوابانی آه وقتی که تو چشمانت آن جام لبالب از جاندارو را سوی این تشنه جان سوخته می گردانی موج موسیقی عشق از دلم میگذرد؟!!!!!!!!
انتظار نداشتم تا همیشه همسلولی من بمونی.... انتظار نداشتم چون محکوم به حبس ابد بودم تو هم فکر فرار ازسرت بیرون کنی انتظار نداشتم شریک غم هام باشی وشادی های کوچیکت رو به من تعارف کنی انتظار نداشتم وقتی از پشت میله ها آزادی رو نگاه می کنی منو تو رویاهات ببینی انتظار نداشتم وقتی یواشکی کلیدها رو ازجیب نگهبان برداشتی منو محرم بدونی انتظار نداشتم وقتی تو اعماق شب از سلول خارج شدی کلید ها رو با خود نبری فقط انتظار داشتم: به حرمت تموم خاطرات مشترکمون تموم یادگاری هامون رو دیوار تموم خط های شمارش روزهای شب زدمون رو دیوار تموم دوستت دارم های رو دیوار تموم قلب های تیرخورده رو دیوار آروم صدام می کردی و می گفتی: خـــــــــــــداحــــافـــــــــظ رفـــــــیــق
اگر لایق عاشقان چوبه دار است اگر زیور عاشقان زخم وداع است ببوسم چوبه دار و زخم وداع را که عاشق شدن هم عالمی دارد
. |
|